آسمانی ترین دل



درد واژه

من همیشه با سه واژه زندگی کرده ام
راه ها رفته ام
بازی ها کرده ام
درخت
پرنده
آسمان
من همیشه در آرزوی واژه های دیگر بودم
به مادرم می گفتم
از بازار واژه بخرید
مگر سبدتان جا ندارد
می گفت
با همین سه واژه زندگی کن

با هم صحبت کنید
با هم فال بگیرید
کم داشتن واژه فقر نیست
من می دانستم که فقر مدادرنگی نداشتن
بیشتر از فقر کم واژگی ست
وقتی با درخت بودم
پرنده می گفت
درخت را باید با رنگ سبز نوشت
تا من آرزوی پرواز کنم

 من درخت را فقط با مداد زرد می توانستم بنویسم
تنها مدادی که داشتم
و پرنده در زردی
واژه ی درخت را پاییزی می دید
و قهر می کرد
صبح امروز به مادرم گفتم
برای احمدرضا مداد رنگی بخرید
مادرم خندید :
درد شما را واژه دوا میکند

 

«احمدرضا احمدی»

 

سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٠  توسط سپیدار  |  پيام هاي ديگران ()

 

شعریست در دلم

شعریست در دلم
شعری که لفظ نیست ، هوس نیست و ناله نیست
شعری که آتش است
شعری که می گدازد و می سوزدم مدام
شعری که کینه است و خروش است و انتقام
شعری که آشنا ننماید به هیچ گوش
شعری که بستگی نپذیرد به هیچ نام
شعریست در دلم

شعری که دوست دارم و نتوانمش سرود
می خواهمش سرود و نمی خواهمش سرود
شعری که چون نگاه ، نگنجد به قالبی
شعری که چون سکوت ، فرومانده بر لبی
شعری که شوق زندگی و بیم مردن است
شعری که نعره است و نهیب است و شیون است

شعری که چون غرور ، بلند است و سرکش است
شعری که آتش است
شعریست در دلم
شعری که دوست دارم و نتوانمش سرود
شعری از آنچه هست
شعری از آنچه بود

نادر نادر پور

چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠  توسط سپیدار  |  پيام هاي ديگران ()

 

کمربند

کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود ، رفت .

 خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد .

 پولهای خرد را که هنوز با تکه های قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج شد .

وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشید آقا !

 یه کمربند می خواستم . آخه ، آخه فردا تولد پدرم هست ... .

- به به . مبارک باشه . چه جوری باشه ؟

چرم یا معمولی ، مشکی یا قهوه ای ، ...

پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت .

- فرقی نداره . فقط ... ،

 فقط دردش کم باشه !

 

سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠  توسط سپیدار  |  پيام هاي ديگران ()

 

باز باران

نهایت عشق اوج باور و سر حد احساسی آسمانی است ..

وقتی نسیم عشق دستهای سپید ابر های عاشق را به دست هم می سپارد

به یمن این پیوند پاک وجودشان اشک شوق می ریزد

 

 

 

امروز به همراه نسیمی که می آمد بوی پاییز را از دور دستها احساس کردم...

 

پاییز را به خاطر بادهایش و به خاطر برگهایش دوست دارم .

 

پاییز رنگ گذشته ها و  خاطرات دور را می دهد.

 

پاییز را به خاطر رنگهایش دوست دارم....بوی پاییز می آید...

 

 

باز باران بارید ،

خیس شد خاطره ها ،

مرحبا بر دل ابری هوا ،

هر کجا هستی باش ،

آسمانت آبی ،

و تمام دلت از غصه دنیا خالی

 

دوشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٠  توسط سپیدار  |  پيام هاي ديگران ()

 

لیله الرغائب

اِلهی اَتَرانی ما اَتَیتُک اِلاّ مِنْ حَیْثُ الْامال

 

خدایا ! مرا ببین !

تنها به خاطر آرزوه ها و امیدهایم به درگاه تو آمده ام.

سپاس، از آن پروردگار آرزوها و امیدهاست.

خداوند مهربانی که هر قدر از او بخواهیم، خسته نمی شود.

و هر قدر عطا کند، از اقیانوس بی کران نعمت هایش کاسته نخواهد شد.

خداوندا ! درهای رحمت تو همواره به روی خواهندگان باز است

و دست عطایت گشاده.

بندگان تو هر زمان که صدایت کنند، پاسخ می دهی

و اگر خالصانه آرزو کنند،‌ می بخشی.

امشب اما شب دیگری است؛ شب آرزوهاست.

امشب، من تمام دعاها و آرزوهای عمرم را یک جا به درگاهت آورده ام.

امشب، در پی آنم که به اندازه یک عمر از تو طلب کنم.

تو تنها کسی هستی که وقتی آرزوهایم را با او در میان می نهم،

احساس خفت و حقارت نمی کنم.

تنها تویی آن که دوست دارم

تمام غم هایم را برایش مو به مو شرح دهم.

تو هرگز به آرزوهایم نمی خندی.

هرگز حاجت های مرا به سخره نمی گیری.

مرا به خاطر آرزوهایم تحقیر نمی کنی.

من در حضور تو حتی از کوچکترین آرزوهایم چشم نمی پوشم.

از رویاهای خویش هر قدر پیش پا افتاده

در حضور تو شرمگین نمی شوم.

همه را،‌ همه را برای تو می گویم.

همه رویاهایم را، خواسته هایم را، هر قدر کوچک،

هر قدر همه که کودکانه، ‌به تو می گویم.

 التماس دعا

پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠  توسط سپیدار  |  پيام هاي ديگران ()

 

دارم میمیرم

 

 

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد...

پ. ن: نمی دونم اما بعضی وقتها بعضی حرفها یه جور دیگه به دل آدم میشینه

یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠  توسط سپیدار  |  پيام هاي ديگران ()

 

باز کن پنجره را ...

باز کن پنجره ها را، که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد،
و بهار،
روی هر شاخه، کنار هر برگ،
شمع روشن کرده است.

همه ی چلچله ها برگشتند،
و طراوت را فریاد زدند.
کوچه یکپارچه آواز شده است،
و درخت گیلاس،
هدیه ی جشن اقاقی ها را،
گل به دامن کرده است.

باز کن پنجره ها را ای دوست!
هیچ یادت هست،
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست،
توی تاریکی شب های بلند،
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه ی گل های سپید،
نیمه شب، باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!
و محبت را در روح نسیم،
که در این کوچه ی تنگ،
با همین دست تهی،
روز میلاد اقاقی ها
جشن می گیرد.

خاک، جان یافته است.
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را...
و بهاران را باور کن!

«سال نو مبارک»

سه‌شنبه ٢ فروردین ۱۳٩٠  توسط سپیدار  |  پيام هاي ديگران ()

 

شبیه خط موازی

شبیه خط موازی  شبیه ِ یک تکرار

شدم درست شبیه دو نقطه ی بُردار

که a همیشه شروع  من است و b  پایان

و b  تویی که مرا ختم کرده ای n بار

دوباره شب و دوباری که دفترم خط خورد

و واژه واژه ی شعری که روی سر آوار ــ

شد از بس این همه شب چشم روی هم نگذاش ــ

تِه، مات ِ ساعت ِ این عمر مانده ام بیدار

دوباره شب شد و من در خیال تو غرقم

و تو که در بغلم مثل هر شبی انگار

دوباره فکر من اینکه  چه می کنی حالا ؟

که یا مداد گرفتی به دست یا سیگار

و دود می کنی امشب گذشته را در خود؟

شبانه یاد ِ مرا می بَری به چوبه ی دار؟!!!

نه ! گفته ای که به دورم همیشه می چرخی

به روی نقطه ی نامم شبیه یک پرگار

تو ای خیـــــال ِ نجیبانه زل زده در من !

بیا و دست از این خیره  خیره سر بردار

بیا و یا که رهایم کن از خودت،  از درد

ویا درون خودم عشق را نکن انکار  !

بیا بگو که تو آدم نمی شوی هرگز!!

بیا نگو که به عشقت نمی رسی اینبار

دوباره لای ورقــهای گیج منگم کرد

خیال خطّ موازینه ی  ِ تو تا  ـــ دیدار

  

«استاد مرحوم منزوی»

شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩  توسط سپیدار  |  پيام هاي ديگران ()

 

 



پروردگارا از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار....به اندازه یک نگاه...به اندازه یک لبخند....تا به یاد داشته باشیم که روزی عاشق هم بودیم
aramin_1978@yahoo.com

 

شعر(۳٦)
یک داستان(۱٠)
فریدون مشیری(۱٠)
نغمه رضایی(۱٠)
سرگرمی(٤)
سیمین بهبهانی(۳)
فروغ فرخزاد(٢)
احمد شاملو(۱)
مولوی(۱)
روانشناسی(۱)
حمید مصدق(۱)
بهروز یاسمی(۱)
یگانه(۱)
قیصر امین پور(۱)
مجتبی کاشانی(۱)
احمدرضا احمدی(۱)
سهراب سپهری(۱)
یغما گلرویی(۱)
نادر نادرپور(۱)
هما میرافشار(۱)
فریبا شش بلوکی(۱)
هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه)(۱)
کورش کیانی(۱)
حمید رجائی(۱)
فرزانه شیدا(۱)
سید عباس سجادی(۱)
داوود نوروزی(۱)
ناصر پیرزاد(۱)
سیما صفریان(۱)
طلیعه نوروزی(۱)
شاعر ناشناس(۱)
صبا آقاجانی(۱)
استاد منزوی(۱)

 

درد واژه
شعریست در دلم
کمربند
باز باران
لیله الرغائب
دارم میمیرم
باز کن پنجره را ...
شبیه خط موازی
کوچ من
آواز مرگ

 

۱۳٩٠/۱۱/۱۱
۱۳٩٠/۸/٢۸
۱۳٩٠/۸/٧
۱۳٩٠/٦/٧
۱۳٩٠/۳/۱٩
۱۳٩٠/۱/٢٠
۱۳۸٩/۱٢/٢۸
۱۳۸٩/۱٢/٧
۱۳۸٩/۱۱/۱٦
۱۳۸٩/۱۱/٩
۱۳۸٩/۱٠/٢٥
۱۳۸٩/۱٠/۱۸
۱۳۸٩/٩/٢٧
۱۳۸٩/٩/۱۳
۱۳۸٩/۸/٢٢
۱۳۸٩/۸/۸
۱۳۸٩/٧/۱٧
۱۳۸٩/٧/۱٠
۱۳۸٩/٦/٢٧
۱۳۸٩/٦/۱۳
۱۳۸٩/٦/٦
۱۳۸٩/٥/۳٠
۱۳۸٩/٥/٢۳
۱۳۸٩/٥/۱٦
۱۳۸٩/٥/٩
۱۳۸٩/٥/٢
۱۳۸٩/٤/٢٦
۱۳۸٩/٤/۱٢
۱۳۸٩/٤/٥
۱۳۸٩/۳/٢٩
۱۳۸٩/۳/٢٢
۱۳۸٩/۳/۱٥
۱۳۸٩/۳/۸
۱۳۸٩/۳/۱
۱۳۸٩/٢/٢٥
۱۳۸٩/٢/۱۸
۱۳۸٩/٢/٤
۱۳۸٩/۱/٢۸
۱۳۸٩/۱/۱٤
۱۳۸۸/۱٢/٢٢
۱۳۸۸/۱٢/۸
۱۳۸۸/۱۱/٢٤
۱۳۸۸/۱٠/٢٦
۱۳۸۸/۱٠/٢٦
۱۳۸۸/۱٠/۱٩
۱۳۸۸/۱٠/۱٢
۱۳۸۸/٩/٢۸
۱۳۸۸/٩/٢۱
۱۳۸۸/٩/۱٤
۱۳۸۸/٩/٧
۱۳۸۸/۸/۳٠
۱۳۸۸/۸/٢۳
۱۳۸۸/۸/۱٦
۱۳۸۸/۸/٩
۱۳۸۸/۸/٢
۱۳۸۸/٧/٢٥
۱۳۸۸/٧/۱۸
۱۳۸۸/٧/۱۱
۱۳۸۸/٧/٤
۱۳۸۸/٦/٢۸
۱۳۸۸/٦/٢۱
۱۳۸۸/٦/٢۱
۱۳۸۸/٦/۱٤
۱۳۸۸/٦/٧
۱۳۸۸/٥/۳۱
۱۳۸۸/٥/۱٧
۱۳۸۸/٥/۱٠
۱۳۸۸/٥/۳
۱۳۸۸/٤/٢٧
۱۳۸۸/٤/٢٠
۱۳۸۸/٤/۱۳
۱۳۸۸/٤/٦
۱۳۸۸/۳/۳٠
۱۳۸۸/۳/٢۳
۱۳۸۸/۳/۱٦
۱۳۸۸/۳/٩
۱۳۸۸/۳/٢
۱۳۸۸/٢/٢٦
۱۳۸۸/٢/۱٩
۱۳۸۸/٢/۱٢
۱۳۸۸/٢/٥
۱۳۸۸/۱/٢٩
۱۳۸۸/۱/٢٢
۱۳۸۸/۱/۱٥
۱۳۸۸/۱/۱٥
۱۳۸٧/۱٢/٢٤
۱۳۸٧/۱٢/۱٧
۱۳۸٧/۱٢/۱٠
۱۳۸٧/۱٢/۱٠
۱۳۸٧/۱٢/۳
۱۳۸٧/۱۱/٢٦
۱۳۸٧/۱۱/۱٩
۱۳۸٧/۱۱/۱٢
۱۳۸٧/۱۱/۸
۱۳۸٧/۱۱/٥
۱۳۸٧/۱۱/۱٢
۱۳۸٧/۱۱/۱
۱۳۸٧/۱۱/۱

 

سپیدار

 

آرامش را در هیاهو نیز می توان یافت...
دورها آوایی است که مرا می خواند
دانلود والپیپر و اسکرین سیور
در کوچه باغ های آسمان
بارانی نگاهت کجاست؟
دلتنگی های یک عمه
آسمانی ترین ستاره
یک کلمه حرف حق
قصه های بی رنگ
دانلود تم موبایل
من و هیچکس
می بی رنگی
پریزاد برکه نور
عاقلان دانند
شعر و ادبیات
زنگ نقاشی
سگ سکوت
فانوس خیال
my notes
ماه مهربون
کوچه باغ
دفتر سرخ
تنها من
اندوه
نیستا
گنجور
هفت
آزناز
قابیل
تساپه
گل آقا
ّبیداد
کشکول
قاصدک
ضربان غم
یه شاهد
آخرین دیدار
کهنه درخت
بهونه دلتنگی
رقص ققنوس
خانه دوست
روزهای تاریک
فرشاد یاسر
فرشته بیکار
زندگی زیباست
علف خستگی
تنهاترین پرنده
دستورات دارویی(دکتر جلال کریمی)
خاطرات گاه به گاه
جای تو خالیست!!!
دانشگاه من= پیام زور
رسپینا ... دختر بارانی
وبلاگی برای هر سلیقه
لبخند ایرانی- پسرانه قدیم
چک نویس (مهدی دمی زاده)
آشنایی با رشته عمران و معرفی قاینات

 

RSS 2.0