شعریست در دلم

شعریست در دلم
شعری که لفظ نیست ، هوسنیست و ناله نیست
شعری که آتش است
شعری که می گدازد و می سوزدم مدام
شعریکه کینه است و خروش است و انتقام
شعری که آشنا ننماید به هیچ گوش
شعری کهبستگی نپذیرد به هیچ نام
شعریست در دلم

شعری که دوست دارم و نتوانمشسرود
می خواهمش سرود و نمی خواهمش سرود
شعری که چون نگاه ، نگنجد بهقالبی
شعری که چون سکوت ، فرومانده بر لبی
شعری که شوق زندگی و بیم مردناست
شعری که نعره است و نهیب است و شیوناست

شعری که چون غرور ، بلند است وسرکش است
شعری که آتش است
شعریست در دلم
شعری که دوست دارم و نتوانمشسرود
شعری از آنچه هست
شعری از آنچهبود

نادر نادر پور

/ 13 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هفته نامه ساقي

سلام دوستان عزيز لطفا از وب سايت شخصي مسعود برزگر جلالي بازديد كنيد http://www.bjalali.com/ jalali_saghi@yahoo.com

مجتبی

سلام شعری که دوست دارم و نتوانمش سرود!!! شعر بسیار زیبایی رو انتخاب کرده اید.

الهام

آسمان هر کس به اندازه معرفت اوست، بی شک آسمان تو بی انتهاست.[گل]

بهاره.ص

سلام دوست قدیمی من امیدوارم حالت خوب باشه و روزگار به کام ... خیلی دلم برای نوشته هات تنگ شده بود اما انگار تو هم کم کار شدی !!؟؟ حالا بذارم به حساب گرفتاری یا کم حوصلگی ؟؟؟ به هرحال این پستت که بی نهایت زیبا بود و حسابی لدت بردم ... و البته داستان کمربند هم خیلی جالب و در عین حال غمگین بود ... من به روزم دوست خوبم و مثل همیشه منتظر حضور گرمت و نظرات ارزشمندت هستم ... همیشه شاد باشی و سربلند . بهاره [خداحافظ]

صدف

سلام عزیزم...آپم حتما یه سربیا خوشحال میشم![گل][ماچ]

هیچکس

خیلی وقت است که نمینویسی ها دلمان تنگ میشود برای ان دوستانی که فقط چند خط یادگار ازشان مانده دلم میگیرد برای همه اشان

تفریحی 91

سلام با تشکر از وبلاگ خیلی خوبتون خوش حال میشیم شمارو درتالار خودمون ببینیم http://tafrihi91.com/forum91/index.php باتشکر مدیریت تفریحی91