با دردم بساز

 

 

ای امید، ای اختر شب های من
نغمه ات افسرد بر لبهایمن.
شمع من آغاز خاموشی گرفت،

عشق من گرد فراموشی گرفت.
در نگاهم شعله هایشوق مرد،

در درونم آتش پنهان فسرد.
غنچه ی شاداب من بی رنگ شد،

گوهر نایابمن چون سنگ شد.
روزگاری بود و روزم سر رسید؛

روزها بگذشت و شامم دررسید.
کس چه می داند شبم چون می رود

از دو چشمم جویی از خون میرود.
دوستان! فریاد من فریاد نیست؛

غیر آهی از دل ناشاد نیست.
تا ز یارانبی وفایی دیده ام،

جسم و جان را در جدایی دیده ام.
آشنایان آشنایی شانکجاست؟

همدمان از هم جدایی شان چراست؟
عشق را وقف هوس ها ساختند،
گاه ِسختی دوستی نشناختند.
ای امید، ای اختر شب های من

نغمه ات افسرد بر لب هایمن.
ای امید، از نو شبم را روز کن؛

روز کن وان روز را پیروز کن!
راحتی دهاین روان خسته را،

گرم کن این پیکر یخ بسته را.
همچو مهتاب از دل شاممدرآ،

ورنه می میرم درین ظلمت سرا.
وه! که دیگر نغمه هایم زنده نیست؛

از مناینسان نغمه ها زیبنده نیست
چون مُرکب رنگ زن بر خامه ام؛
اندک اندک جلوه کندر نامه ام.

 

                                    «بانو سیمین بهبهانی»

/ 27 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگاه و پگاه

ما منتظر آمدن دوستان نمیشویم ... هر وقت دلمون واسشون تنگ بشه میریم سراغشون ... و اگه گرفتاری داشته باشن بهشون کمک میکنیم ... خوب ؟ حالا چه کاری از دست ما بر میاد ؟ در بست در خدمتیم ...![لبخند]

¸.•*´¨`*•.تنها ترین پرنده.•*´¨`*•.¸

نگاهم اینبار بر جسم خسته ام دلسوزانه می نگرد و برجان ترک خورده ام غصه دار می گرید نگاهم سرد وبی روح ناتوان بی رمق بر گوشه ای از دنیای سبز رنگ گذشته مات مرد و من ساده تر از هر بار دیگر فقط تبسمی را برایش نثار کردم یکباره هجوم بی امان تنهایی مرا اسیر خود مرا از خودم ستاند مرا بی هوش تر از قبل به زمین انداخت مرا از مرگ ترساند یکباره تنهایی تنها حس وجودم شد , نه جایی را دیدم نه لبخندی را نه نگاهی را همه مردند و من هیچکدام را ندیدم قطرات اشک برایم نمادی از یک ترحم بود که دیگر به مانند اکسیری نایاب شده بود شاید من نیز باید مات میمردم شاید تنهایی رد سختی از خود بر من به جای خواهد گذاشت شاید نگاهم با تنهایی روزی گرم گیرد و نور یابد 0000 وتنهایی خویش را از من بگیرد0000 نه ! از تنهایی ام دلگیر نیستم من زاده شده ام تا راه بروم 0000تا بیابم0000تا بدانم و این یک آغاز برای همه پایانهای منست0000 من تنها ترین پرنده این آسمان مه آلودم و تو مرا به سرزمین نور خواهی برد0000 و نور تنها حس ملموس من خواهد بود000 راز پروازم آپدیت شده۰۰۰

لبخندایرانی-پسرانه قدیم

سلام بر دوستان عزیز و مهربان لبخند ایرانی آمدیم برای شما -چون شما را دوست داریم از 23 اسفند ماه ١٣٨٨ تا 14فروردین ماه ١٣٨٩ لحظاتی شادشاد با عیدانه لبخندایرانی مارایاری کنید با کلیک برروی تبلیغات ما ١٠-۵ آپ جدید در هرروز فردا لحظاتی شاد را با ما تجربه کنید -وعده دیدار ما ١٠ صبح روز یکشنبه

ص.س

از اینجا که ایستاده ام زمینی را می بینم سرخ سنگهایی را می بینم درشت و درختهایی که مثل گوزن با شاخهایشان همدیگر را له کرده اند

سایه سپید

سپیدار کم پیدا شدی..... چرا دوستی ها مرده؟! اومدم که بدونی دوستی ها نمرده....

سایه سپید

سال 1389 پیشاپیش مبارک....و..... سال 1390 را هم پیشاپیش تبریک می گویم. . . . ستاد دوراندیشان [نیشخند]

لبخندایرانی-پسرانه قدیم

سلام بردوستان عزيز لبخندايراني فراخوان عمومي و در خواست حمايت هر چه بيشتر از شما دوستان عزيز از آنجا كه اين وبلاگ دوباره كار خودراآغاز كرده و نياز به سرمايه مالي براي ژرداخت هزينه ي اينترنت در كشور ايران را دارد لذا خواهشمنديم از شما دوستان عزيز كه پس از هر بار بازديد از اين وبلاگ بر روي تبليغات موجود برآن كليك كنيد. عيدانه اين وبلاگ با سرمايه ي اوليه آقاي hu كار خودرا آغاز كرده است اميدواريم با عيدانه خود لحظاتي شاد شاد براي شما وخانواده ي محترمتان فراهم كنيم خواهشمندم در اين مدت پشتوانه ي گرمي براي ما باشيد. Tanks the dear visitors www.iranpk.persianblog.ir لبخندايراني-پسرانه قديم مديريت:hu

سپيده

سلام وب نازي داري به منم سر بزن و نظر بده.سال نو مبارك.[گل]