پاییز مهربان

پاییز مهربان
آوازهای رنگی خود را ز سر بخوان
با برگهای قهوه ای و سرخ وزرد خویش
نقش هزار پرده ای از یادها بکش
لختی درنگ کن
از سطر سطر دفتریادم عبورکن
با من کتاب خاطره ها را مرور کن
تو یادگار عمر به تاراج رفتهای
در روزهای خاطره انگیزت
پیچیده عطر کودکی و نو جوانی ام
من دکمه هایلباسم را
با دستهای مهر تو می بندم
در کوچه های خاطره انگیزت
دنبال عمرگمشده می گردم
گلدان شمعدانی و یاسم را
با قطره های مهر تو
آب می دهم
با من بمان
با من بخوان

/ 34 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صنما)حقی

[قلب][ماچ][گل]ای بی معرفت. سلام. خیلی خوشگل شده عرات بلا. به روزم.[بغل]

صنما)حقی

[خجالت] شعرات اشعارت غلطم رو درس کن[نیشخند]

آن شرلی

[لبخند][قلب] با من بمان... با من بخوان... زیباست زیبا!

آسمان سخت

خوشبختی مانند تلفن است ؛ اگردیگران نداشته باشند به دردت نمیخورد . مهندس حرآبادی

آسمان سخت

سلام دوست گلم . شعرتون خیلی زیبا بود . معلومه که شاعر خوبی هستین . از خوندن شعرهاتون لذت بردم . بهترین ها مال شما . راستی منم به روزم .

دلتنگی های یک عمه

زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم. عیدتان مبارک[گل][گل][گل]

یک بهشتی

سلام تا حالا همچنی اتفاقی برات افتاده اونم توی مترو....

حسن اسحاقی

شادی کجا ؟ اینجا کجا ؟ خنده کدام است؟! لبهام را بار تبسم خسته کرده سلام عیدتان مبارک میایید؟!

بارمد

سلام خوبي؟ آپم..خوشحال ميشم سر بزني بهم