در من آنکه بود هست؟؟؟

دریچه باز بود

و در صفای شامگاه باغ

سلام کاج بود و خنده ی ستاره ها

پرسش نسیم از درخت : زنده ای؟

و پاسخ درخت : زنده ام

و موج رقص در تن درخت

و دست عاشق نسیم و گردن درخت

و مرد ، در پس دریچه ایستاده بود

میان پرسشی ز خویش و پاسخی به خویش

در تو آنکه بود ، هست ؟

 

در من ، آنکه بود نیست

چراغ ، مرده بود در سرای مرد

و سایه ای نبود در قفای مرد

و دست هیچ کس به روی شانه های مرد

سکوت بود و آن صدا که گفته بود : در من آنکه بود ، نیست

در سقوط آبشار بی صدای پرده ها

دلی به مرگ خویش می گریست ، می گریست

/ 32 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتـــضـــی

سلام ممنون که سر زدی شرمنده دیر آپم شدم درگیر دانشگاه بودم وبلاگ قصه های بی رنگ بازم داستان براتون گذاشته [گل]

مرتـــضـــی

راستی اگه هم اهل تبادل لينک هستي من دو تا وبلاگ دارم اولی به عنوان : Дfter the rain به آدرس: www.rahi.orq.ir دومی با عنوان : قصه های بی رنگ به آدرس : www.dastan.orq.ir خوشحال میشم ، خوشحالم کنی موفق باشی

مهسا

سلام دوست عزیز اشعاری که شما برای وبلاگتون انتخاب میکنید واقعا زیباست من خودم هم اهل شعرم و مطالعه ام تو این زمینه خیلی وسیعه برای همین تو زمینه نقد کردن شعر ها تا حدودی مهارت دارم و نظراتی هم که در وبلاگ شما در مورد اشعارتون می ذارم به خاطر حساسیت خودم نسبت به این موضوع و علاقه ای یه که به وبلاگ شما دارم این ها ر فقط برای اطلاع بیشتر گفتم که خدایی نکرده با نظراتم اعتماد به نفس شما لطمه نخوره با بهترین ارزوها

گل گیسو

خودت گفتی؟ یه نمور غمگینه.می دونی من یه نمور شعر نمی فهمم.هر جا هم پست شعر باشه می گم.در حد "دیروز اومدم خونتون نبودی راستشو بگو..." می فهمم.[خجالت]

محمد عباسی

سالها پیش گفتم چیزی بگو سکوت کرد و رفت و من هنوز گوش می دهم.........

فاطمه

آن نگاه گریزان سهم ساده ی دستهای خسته ی من بود[گل]

ROZHAYE TARIK

SALAM SHARHE HALE KAMELE HAFEZ RO EDEME HAMON MATLAB BARATON NEVESHATAM MITONID BERID BEKHONID YA ALI[قلب]