من که تسبیح نبودم

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی

مهردستان تو دنبال دعایی میگشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی

ذکرها گفتی وبر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی

بر لبت نام خدابود-خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی

دست ویرانگر تو عادتچرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی

قلب صد پاره من مهره صددانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی

جمع کن:رشته ایمان دلمپاره شدست
منکه تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی

نغمه رضایی

/ 2 نظر / 15 بازدید
l3ehnaz

سلام دوست عزیز با دو پست " طراح برج آزادی " و " زندگی نامه نیما یوشیج " آپ شدم بهم یه سری بزن www.bhh777.persianblog.ir

یاسی

درود شعر قشنگیه از قبل شنیده بودم ولی خوندنش تو وبلاگت بازم واسه م تازگی داشت موفق باشی و پاینده