صورتکها

بگو صورتکها بریزند

که من صورتت را ببینم

بگو گریه ات را بخندم

بگو خنده ات را بمیرم

بگو آدمکها نباشند

که من یک نفس در تو باشم

بگو چشم هایت ببینند

که از هجر در هم نپاشم

بگو رهگذرها ندانند

که من قرنها با تو بودم

میان اناالهوی حلاج

صدای تو را می سرودم

بگو هرزه پویان نیابند

مسیر پر از گنج من را

بگو نا شکیبان نخوانند

هزاران شب رنج من را

بگو با که داری

 تو راز نهانی

که من فاشها خوانم از

  سکوتی که داری

بگو این نواها بمیرند

که من موسمی تازه دارم

از آن ریشه ی خشک مدفون

نگاهی به باران رسانم

بگو بنده سازان نتازند

به ایمان بیهوده ی من

جواهر خرینان, نیابند

غرور, آواره ی من  

بگو بی قدم ها نیایند

که من با تو خود را بپویم

بگو ترس بازان بخوابند

 تا که مأمن دل  بجویم

بگو صورتم را نبندند

که این زخم ها را ببینی

بگو باورم را ندزدند

که با تکه هایش عجینی

 

/ 24 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیاه خان

[چشمک] سلام سپیدار . انتخاب زیبایی بود و بسیار زیبا و پر از احساس .. خواندمت و لذت بردم . ممنونم که اومدی پیشم . غیبتت خیلی طولانی شده بودا . کجایی تو ؟[متفکر]

نیستا

قربون شماها که خراب رفاقتین

امین

ضمن عرض ادب وعذر خواهي بابت وقفه بوجود آمده خواستم صرفا ارداتي نموده و بعد از حل مسايل مستفيذ بشويم از جوهر پاك اينترنتي شما دوستان عزيز در پناه حق

رها

سلام بزرگوار شعر زیبایی خوندم از شما ..بسیار لذت بردم ..شاد باشید و شلامت .درپناه حق .[گل]

رها

سلام دوست عزيزم ممنون سر زدين... :) سبز باشيد

هیچکس

عجب شعری بود رفیق ! نمیدونم من امروز یک مرگیمه یاشعر تو یک حالیشه ! چون این شعره خیلی بهم چسبید ! من به روزم

مهسا زهیری

سلام پشت شیشه های کثیف به روز شد/م . با حرف آخر ِ رستن : شعرهایی برای روزهای بد و یه کمی حرف نوشته و یه عالمه حرف ننوشته -- منتظر نقد و نظر شما . . . . با سپاس و احترام مهسا زهیری

دلتنگی های یک عمه

سلام با سپاس از همدردی تان، شادی شما را از خداوند متعال خواستارم [گل][گل][گل]